برای برگزاری یک کلاس ترویجی به روستایی رفته بودم،اهالی روستا مردمی پاک و تا حدی صمیمی بودند (مثل همه). اما خوب، از لحاظ اقتصادی در سطح پایینی بودند (مثل خیلیها) و بسیاری از امکانات اولیه (از جمله آب آشامیدنی)را نداشتند.
موضوع کلاس، «تغذیه دام» بود، من به آنها توصیه کردم که برای تغذیه دامهایشان از «کنسانتره» استفاده کنند، این را که گفتم،همه تعجب کردند و پرسیدند: «کنسانتره دیگه چیه؟!....»
گفتم: «واقعا نمیدونید چیه؟؟!!» با جدیت جواب دادند:«نه!!!!!».
فردای آن روز با خودم مقداری کنسانتره و یک cd آموزشی سر کلاس بردم و گفتم که این کنسانتره است،غذای دام است و موجب افزایش شیر و گوشت آنها میشود! (ناگفته نماند که از رنگ و بوی کنسانتره حسابی به وجد آمده بودیم جمیعا).
بعد خواستم cd را که در رابطه با درس بود نشانشان بدهم؛
دستگاه را روشن کردم اما یادم رفت که cd را داخل دستگاه بگذارم، در همین حال ناگهان پیرمردی از میان جمعیت برخاست فریادی زد و در حالیکه با انگشت مانیتور را نشان میداد گفت: «اونجا نوشته NO DISK".،....
CD رو نذاشتی تو دستگاه!!! »
جمعیت هم حرف او را تایید کردند!!
پیرمرد حدود 70 سال داشت تا دلت بخواهد به قول بچه ها صحنه های فیلم دار و امثالهم دیده بود (از قیافه ی همه شان پیدا بود)